|
زندگی و فریاد مرد دیوانه ای ...
من،تو و زندگی و فریادمان از... مردی با نوار زرد،لاشه ی فرد را مربع می کند و داخل آمبولانس می گذارد. من،تو و فریادمان از... پسر بچه ای سنگ را طرف آجر پرتاپ می کند(به امید کارت)ولی سنگ جلوی آجر سکته می کند و پسرک،خدا و آرزوهایش را از دفتر خاطرات خط می زند... من،تو و زندگی فریادمان از... صدای گریه کودک که خواسته ای از پدرش دارد،پدر پستونک را در دهان بچه می گذارد و می گویدچیزی نیست بی تابی می کند و کودک گریه اش را فریاد می زند. من،تو و زندگی و فریادمان از هیچ فریاد رسی!!!
|
About
Home
|