|
عاشقت می شوم
و تو مثل لیلی از من فاصله می گیری هر چه می نویسم شاهنامه تمام نمی شود و من هنوز به تو نرسیده ام مثل فیلم های هندی من راجویت می شوم ولی تو مثل فیلم های خارجی عاشق کس دیگری می شوی و من شاهنامه را می سوزانم.
وقتی به آرزوهایم فکر می کنم فکر،آرزوهایم را محال می کند و فردا برایم امید می شود اشک جای دیروز را می گیرد و من آرام،آرام عکسها را پاره می کنم از گردونه خارج می شوم و سکوت شرحه،شرحه می گذرد در یاد فردا صبح ملافه ای سفید روی خاطراتم می کشم...
|
About
Home
|