تبليغاتX
گل نوشته های خط خطی

گل نوشته های خط خطی

زنده بودنم را

با رنگ سبز

روی دیوارهای زندگی

نقاشی می کنم

آروم آروم نقاشی می کنم

دستم می لرزد

رنگ روی زمین می ریزد

داربست ها شل می شود

و من با سر روی زمین خوردم.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت18:55توسط محمد | |

طلوع خورشید و گردش ابرهای الاف و نگاههای زورکی به آسمان و انتظار کشیدن برای آسمان مشکی

با خالهای ستاره ای.

کدام سر روی بالشت سنگی می رود و فردا،یک ربان مشکی روی عکسش می زنند...

 

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت8:14توسط محمد | |

حال و هوایم بارانی ست

چمن های زیر پایم هرز شده است

حتی آسفالتهای این کوچه خاکی شل شده است

دیگر مرغ عشق هم نمی خواند

خانه سرد و وحشتناک است

از زمانی که تو رفتی

حتی باران هم برای آمدنت لحظه شماری می کند

حالم دیدنی است

صدایی به گوش می رسد

باران به شیشه خرد.

+نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت9:57توسط محمد | |